تبليغاتX
The Stars Twinkle
 
 
 

تلسکوپ فضایی هابل

 

طی قرنهای 16 و 17 میلادی تحولی در دیدگاه بشر نسبت به آسمان و زمین روی داد. منجمانی چون کپرنیک، گالیله و کپلر به کمک تلسکوپ دامنه ی آگاهی بشر از هستی را وسعت بخشیدند. تا آن زمان شناخت بشر از آسمان محدود به قوه ی بینایی بود و ابزاری برای مشاهده ی آسمان وجود نداشت. این منجمان با بهره گیری از تلسکوپ، بر باورهای باطل بشر درباره مرکزیت زمین در کائنات، خط بطلان کشید.

تلسکوپ در قرن 18 برای منجمان به ابزار غیر قابل چشم پوشی بدل شده بود. با پیشرفت فن تراش عدسی ها و علوم اپتیک، تلسکوپ های بزرگتر و بهتر در رصد خانه ها نصب شد. حال آدمی سیارات و ستارگانی را می دید که قبل از اختراع تلسکوپ از وجود آنها بی خبر بود. او به مدد تلسکوپ پی برد جهان بزرگتر از پندارهایش است.

با افزایش بزرگنمایی و وضوح تصاویر تلسکوپها، حوضه ی شناخت بشر از دنیای پیرامونش، بزرگ و بزرگتر شد. با این حال در آغاز قرن بیستم، اغلب ستاره شناسان اعتقاد داشتند که، جهان فقط از یک کهکشان تشکیل شده است که همان راه شیری است که منظومه ی شمسی از اجزای آن است.

در سال 1924 ادوین هابل، ستاره شناس آمریکایی با استفاده از تلسکوپ 100 اینچی خود کهکشان های بسیاری، خارج از کهکشان راه شیری، رصد کرد. وی مشاهده کرد که کهشکان ها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. پس جهان در حال گسترش است. کشف وی بار دیگر مرزهای شناخت هستی را فرو ریخت و در پی آن نظریه ی انفجار بزرگ مطرح شد که تاکنون بهترین پاسخ به دورشدن کهکشان هاست.

منجمان، برای مشاهده بهتر آسمان، تلسکوپها را در کوهستانها و نواحی عاری از گرد و غبار و نور شهرها، نصب می کنند با این وجود برای رصد آسمان، در بند شرایط جوی هستند. 



در سال 1923 هرمان ابرت، که یکی از بزرگان صنایع موشکی آلمان، در مقاله ای به امکان قرارگیری تلسکوپی در مدار، توسط راکت، اشاره کرد. در سال 1946 دانشمند دیگری بنام لیمان اسپیتزر، به بررسی مزایای بهره گیری از تلسکوپی در آنسوی اتمسفر آشفته ی زمین پرداخت. لیمان وجود گازها و گرد و غبار موجود در جو زمین را عامل افت کیفی تصاویر بدست آمده از اجرام آسمانی می دانست. در سالهای 1960 تا 1970 میلادی دانشمندان بر لزوم بهره گیره از تلسکوپی بزرگ در خارج از جو زمین توافق داشتند ولی سفینه ای که بتواند تلسکوپی بزرگ و کار آمد را در مدار قرار دهد، وجود نداشت.

با ساخته شدن شاتل فضایی و امکان حمل محموله های بزرگ پروژه ی ساخت تلسکوپ فضایی سرعت گرفته و سر انجام در سال 1985 یک عدد تلسکوپ فضایی توسط ناسا آماده قرارگیری در مدار بود. بعدها این ابزار پیچیده و دقیق بیاد منجم بزرگ آمریکایی، هابل نام گرفت.


تا سال 1990 که مشکلات حمل تلسکوپ فضایی برطرف می گشت، از آخرین تکنولوژی ها، برای به روز آوری و ارتقا ابزارهای دقیق تلسکوپ فضایی استفاده شد. از جمله سلولهای خورشیدی، کامپیوترها و ابزار های مخابراتی و هدایت آن ارتقا یافت و آزمایشهای بسیاری برای اطمینان از صحت کارکرد تلسکوپ فضایی به عمل آمد. در نهایت در سال 1994 شاتل فضایی دیسکاوری، تلسکوپ فضایی را در فضا رها کرد تا چشمان بشر از فراز جو مغشوش زمین، نظاره گر بی کران آسمان باشد. بدینسان هابل در مداری به فاصله 600 کیلومتری زمین قرار گرفت، تا پرده از اسرار هستی بردارد.

بهره گیری مداوم از آخرین تکنولوژی
هابل بگونه ای طراحی شد، که قابلیت سرویس و بهبود سیستمش توسط فضانوردان مهیا باشد. این ماشین پیچیده و دقیق از قطعاتی تشکیل می شود که جداگانه قابل ارتقا هستند. هابل تاکنون بارها توسط فضانوردان تعمیر و یا اجزای دستگاه هاش به روز شده اند. ضریب دقت و کیفیت تصاویر هابل تاکنون بیش از 10 برابر ارتقا یافته است. خطاهای لنزها و ابزارهایش طی سالها رفع شده، و اکنون تصاویری بسیار واضح تهیه و به زمین ارسال می کند.

این تلسکوپ به مدد بازسازی و به روز آوری مداوم توانسته است پس از 16 سال همچنان به ارسال تصاویر بی نظیرش بپردازد.


کوششهای هابل


• هابل هر روز بین 10 تا 15 گیگابایت تصویر برای ستاره شناسان ارسال می کند. حجم این داده ها تا کنون بیش از 10 ترا بایت بوده است.
• هابل بیش از 400000 رصد جداگانه از اجرام آسمانی به عمل آورده است.
• هزاران مقاله ی نجومی بر اساس اطلاعات هابل نوشته شده است.
• هابل هر 95 دقیقه یک دور مدار خود به دور زمین را می پیماید و تا کنون مسافتی بالغ بر 3 میلیارد مایل پیموده است.
• هابل اولین تلسکوپ نوری بود که توانست از یک سیاه چاله تصویر برداری کند. این سیاه چاله جرمی معادل چندیدن میلیارد برابر خورشید دارد.
• هابل برای اولین بار تصاویری واضح از تولد و مرگ ستارگان ارائه داد.
• در سال 1994 هابل از برخورد ستاره ای دنباله دار با مشتری تصویربرداری کرد.
• دور ترین و قدیمی ترین اجرام آسمانی نسبت به زمین که تا کنون نور آنها به زمین رسیده است نیز توسط هابل ثبت شده اند.

تاکنون بهترین تصاویر بدست آمده از اجرام آسمانی توسط هابل تهیه شده اند. این تلسکوپ بزودی باز نشسته می شود و اکنون دانشمندان به دنبال جایگزینی آن هستند.

قرار است تلسکوپ فضایی جیمز وب جای هابل این اسطوره ی قرن بیستم را بگیرد.


 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

 

والنتاین مبارک!

.......................................................................................................

آسمون ابری بود، اما خیال باریدن نداشت.

زمین بلاتکلیف بود.

سوسوی آتش از دور پیدا و پنهان.

گفتم ببار

اما زبانم هم با من نبود.

ستاره ها دیده نمی شدن

حیف!

یادش بخیر

دیشب،

زحل بود و زهره.

 

ای کاش می گفتم و ای کاش.

عطارد هم که قربونش برم

همیشه ستاره ی سهیله!

راستی

امشب آسمون ابریه

اما کو بارونش!

یادش بخیر

سوسوی ستاره ها

و

گذر شهاب ها که دل آسمون رو

با بی رحمی هرچه تمام تر

به زیبایی می شکافت.

شهاب ها

این میهمانان آسمونی زمین.

راستی ...

امشب آسمون ابری بود.

زحل نبود ...

اما تا دلت بخواد

دلتنگی بود و ابری که خیال باریدن نداشت.

یادش بخیر

آسمون شب.

خوش به حال آسمون کویر.

خوش به حال شن های پاک بیابان های خرم نا کجا آباد.

اون شب چه رصد گرانی بودن اون شب

این شن ها!

تا حالا دیدی انسانی به جایگاه این شن ها

این فرش یکرنگ بیابون ها

حسودی کنه!

خوش به حال زحل شن های کویر

خوش به حال ونوس الهه ی زیبایی

خوش به حال آسمون کویر.

...

راستی آسمون امشب بارونیه.

بالا خره بارون بارید.

خوش به حال آسمون من.

یادش بخیر

آسمون بارونی پشت بوم ما!

راستی ...

فردا صبحی دیگر در انتظار ماست ...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

ستاره ی دنباله دار

هر ستاره دنباله دار، هسته اي متشكل از يخ و غبار (موسوم به گلوله برفي كثيف) دارد كه پهناي آن حدود 20 كيلومتر (12 مايل) است. هنگاميكه اين ستاره به خورشيد نزديك مي گردد، هسته اش تبخير شده و سري درخشان و دنباله اي طولاني شكل مي گيرد.

بخش اعظم ميلياردها ستاره دنباله دار منظومه شمسي، در محدوده هاي دور دست آن قرار دارند، اما مدار بعضي از اين ستارگان از نزديكي خورشيد عبور مي كند و اين امر موجب مي شود تا شب هنگام در آسمان بخوبي ديده شوند.

تمام منظومه شمسي ما از جمله دنباله دارها حدود4.5 ميليون سال پيش از رمبيدن يك توده ي بزرگ ابر و گاز به وجود آمد.اين توده ابتدا به آرامي مي چرخيد ولي هر چه رمبش ادامه پيدا كرد ،چرخش سريعتر شد و دماي آن بالا رفت.(درست مثل اين كه يك اسكيت باز با جمع كردن دستانش سريعتر مي چرخد). اين چرخش سريع از ريختن همه ي مواد به داخل هسته جلوگيري كرد.در عوض اين ابر و مواد موجود در آن به شكل يك صفحه ي تخت متراكم گشت.در همين زمان دماي هسته ي اين ابر بالا رفت تا آن جا كه همجوشي هسته اي آغاز گشت و بدين گونه خورشيد به وجود آمد. با وجود اين مناطق خارجي اين صفحه كاملا سرد بود .به علت كم بودن دما دانه هاي يخ شكل گرفتند و با تجمع آن ها توده هاي يخي با بزرگي چند كيلومتر شكل گرفتند،و توده هاي بزرگتر نيز سياره ها را شكل دادند.

پهناي هسته يك ستاره دنباله دار فقط چند كيلومتر مي باشد، اما دنباله آن بسيار طولاني است. ستاره دنباله دار عظيمي كه در سال 1843 ديده شد، داراي دنباله اي بطول 330 ميليون كيلومتر (205 ميليون مايل) بود. چگالي اين دنباله ها حتي از بهترين خلئي كه در شرايط آزمايشگاهي در روي زمين ايجاد شده، كمتر است.



چرا ستاره هاي دنباله دار دنباله دارند؟

دنباله ي يك دنباله دار بارزترين مشخصه آن است. همچنانكه دنباله دار به خورشيد نزديك تر مي شود دم درخشاني در امتداد آن و در جهت مخالف خورشيد گسترش مي يابد. در فاصله اي زياد از خورشيد هسته دنباله دار ها سرد و مواد داخل آن منجمد مي باشند. با نزديك شدن به خورشيد باد هاي شديد خورشيدي قسمتي از هسته را تصعيد مي كنند كه اين مواد كما را تشكيل مي دهند. فعل و انفعالاتي كه باد هاي خورشيدي روي كما انجام مي دهند باعث به وجود آمدن هسته مي شوند. ساختار شيميايي كما مواد تشكيل دهنده دنباله را تعيين مي كند. ممكن است به نظر آيد كه دنباله داري دم ندارد ولي واقعا اين طور نيست بلكه دنباله آن قدر شفاف است كه ديده نمي شودولي دانشمندان با استفاده از فيلتر هاي مخصوص قادر به ديدن آن ها هستند.مثلا دم دنباله دار هيل پاب(1997)به راحتي در نور مرئي ديده مي شد ولي عكس هايي كه با فيلترتهييه شده بودند وجود تعدادي دنباله تشكيل شده از غبار و گاز هاي يونيده را نشان دادند.



انواع دنباله ها:

دو نوع دنباله وجود دارد:غبار و گاز يونيده.يك دم تشكيل شده از غبار محتوي ذراتي به بزرگي ذرات موجود دردود مي باشد.اين نوع دم هنگامي تشكيل مي شود كه يك باد خورشيدي مقداري ماده از كما جدا مي كند.چون اين ذرات بسيار كوچكند با كوچكترين نيرويي جابجا مي شوند در نتيجه اين دنباله ها مامولا پخش و خميده اند.دنباله هاي گازي وقتي تشكيل مي شوند كه نورخورشيد مقداري از مواد كما را يونيده مي كند و سپس يك باد خورشيدي اين مواد يونيده را از كما دور ميكند.دنباله هاي يوني معمولا كشيده تر و باريك ترند.هر دوي اين دنباله ها ممكن است تا ميليون ها كيلومتر در فضا پراكنده شوند.وقتي كه دنباله دار از خورشيد دور ميشود دم و كما ازبين ميروند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقي مي مانند.تحقيقات راجع به ستاره دنباله دار هيل پاب وجود نوعي دم رانشان داد كه شبيه دنباله هاي تشكيل شده از غبار بود ولي از سديم خنثي تشكيل شده بود.(همان طور كه گفتيم مواد موجود در هسته نوي كما و دنباله را تعيين مي كنند).



دنباله دار ها از كجا مي آيند؟

دنباله دار ها در دو جا به طور بارز يافت مي شوند :كمر بند كوييپر و ابر اورت.دنباله دار هاي كوتاه مدت معمولا از ناحيه اي به نام كمربند كوييپر مي آيند.اين كمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است.اولين جرم متعلق به كمربند كوييپر در سال 1922 كشف شد.اين اجسام معمولا كوچك هستند و اندازه ي آن ها از 10 تا 100 كيلومتر تغيير مي كند.طبق رصد هاي هابل حدود 200ميليون دنباله دار در اين ناحيه وجود دارد كه گمان مي رود از ابتداي تشكيل منظومه ي شمسي بدون تغيير مانده اند.دنباله دار هاي با تناوب طولاني مدت از ناحيه اي كروي متشكل از اجرام يخ زده به نام ابر اورت سرچشمه مي گيرند.اين اجرام در دورترين قسمت منظومه ي شمسي قرار دارند و از آمونياك منجمد ، متان ، سيانوژن ، يخ آب و صخره تشكيل شده اند.معمولا يك اختلال گرانشي باعث راه يافتن آن ها به داخل منظومه ي شمسي مي شود.



مسير حركت دنباله دارها

مدار سيارات نزديك به دايره است حال آن كه مدار دنباله دار ها به شدت بيضوي است. به علت تاثيرات گرانشي دنباله دار ها در حضيض سريعتر حركت مي كنند تا در اوج.دنباله دار ها از مدت چرخششان يه دور خورشيد طبقه بتدي مي شوند: دنباله دار ها بامدت تناوب كوتاه و متوسط-مانند هالي با دوره تناوب 76 سال- بيشتر در بين خورشيد و پلوتون به سر مي برند.اين دنباله دارها ابتدا در كمربند كوييپر هستند ولي نيروي گرانش يكي از سيارات به خصوص مشتري آن ها را نزديك خورشيد مي راند و دوره تناوب آن ها كمتر از 200 سال است.(شوميكر-لوي 9 يكي از اين دنباله دارها بود كه عاقبت در مشتري سقوط كرد). دنباله دار هاي بلند مدت با تناوبي بيش از 200 سال كه بيشتر در ابر اورت هستند. هيل پاب نمونه اي از اين دنباله دار ها است كه تناوبي برابر با4،000 سال دارد.



ستارگان دنباله دار بر اساس دوره تناوب مداري شان به دو دسته تقسيم ميشوند:

ستارگان داراي دوره تناوب مداري بيش از 200 سال و ستارگاني كه دوره تناوب مداري شان كمتر از 200 سال مي باشد.

گروه اول، ستارگان با دوره تناوب طولاني و گروه دوم ستارگان با دوره تناوب مداري كوتاه هستند.

اين ظن وجود دارد كه ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، زماني در ابر اوپتيك - اورت داراي دوره تناوب طولاني بوده اند. بسياري از ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتا ، در فواصل زماني منظمي ديده شده اند كه معروفترين آنها ستاره دنباله دار هالي است. ستاره دنباله دار انكي كوتاهترين دوره تناوب مداري را دارد كه 5/3 سال مي باشد.

ستارگان دنباله دار با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مقداري از مواد خود را بر اثر تبخير از دست مي دهند. دنباله ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، بسيار درخشان است، اما با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مواد خود را از دست داده و بدين ترتيب، امكان رويت آنها كمتر مي شود.

بعضي از اين ستارگان قبل از متلاشي شدن فقط يك بار ديده مي شوند، هر چند كه طول عمر معمولي يك ستاره دنباله دار با دوره تناوب كوتاه حدود 10000 سال است. گردش بسياري از ستارگان دنباله دار داراي دوره تناوب طولاني بدور خورشيد هزاران يا حتي ميليونها سال طول مي كشد. بنابر اين، طول عمر اين ستارگان بسيار بيشتر از نوع ديگر است.

منبع : دانشنامه رشد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

دخترونه! پسرونه!

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم مي زد و در رويايش با خدا گفتگو مي كرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردی و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟ 
پسر ، سرش را به آسمان بلند كرد و گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست مي دارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ مي دانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ مي دانى كه بايد همه ی اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ مي دانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟ 
پسر ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از كار دختران سر در نمى آورم! مي شود به من بفهمانى كه دختران چرا مى گريند ؟ مي شود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا مي شود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان دختران را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باري تعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟؟!!

برگرفته از وبلاگ دخترونه پسرونه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

وجود درياچه‌هاي متان مايع روي سطح قمر "تايتان" سياره "كيوان" تاييد شد

بررسي تصاويري كه سفينه كاوشگر سياره "كيوان" به نام "كاسيني" از قمر "تايتان" اين سياره به زمين ارسال كرده‌است وجود درياچه‌هاي متعددي از جنس متان مايع را روي سطح اين قمر تاييد مي‌كند.

به گزارش سايت اينترنتي "اسپيس.كام"، اين تصاوير در تابستان گذشته از سطح قمر "تايتان" گرفته شده‌اند و محققان هم‌اكنون با تجزيه و تحليل دقيق اين تصاوير، وجود درياچه‌هاي هيدروكربنهاي مايع روي سطح اين قمر را تاييد مي‌كنند.

"تايتان" بزرگترين قمر سياره "كيوان" و شبيه‌ترين جسم آسماني به سياره زمين در منظومه شمسي است و دانشمندان هم‌اكنون اطمينان پيدا كرده‌اند لكه‌هاي تيره‌رنگ موجود روي اين قمر از جنس متان و يا اتان مايع هستند.

متان و اتان در كره زمين به صورت گاز وجود دارند اما دماي بسيار پايين قمر "تايتان" اين هيدروكربنها را به شكل مايع درمي‌آورد.

"الن استفان" محقق برنامه كاوشگر "كاسيني" از كالج لندن اعلام كرد رفتار متان در سطح "تايتان" همانند رفتار آب در سطح زمين بوده و اين ماده در سطح "تايتان" همانند آب شفاف است.

"تايتان" تنها قمر موجود در منظومه شمسي است كه از جوي فشرده برخوردار است و در جو اين قمر ابرهايي از جنس متان و نيتروژن به چشم مي‌خورند.

ابرهاي متان موجود در جو اين قمر با نور خورشيد از بين مي‌روند و به همين علت محققان عقيده دارند متان بايد به طور مداوم از سطح قمر منتشر شده و جايگزين اين ابرها در جو آن مي‌شود. با توجه به همين موضوع دانشمندان از مدتها قبل براين باور بودند كه درياچه‌ها و يا حتي اقيانوسهايي از متان مايع بايد در سطح "تايتان" و يا زير سطح اين قمر وجود داشته باشند.

سفينه "كاسيني" كه هم‌اكنون در مدار سياره "كيوان" گردش مي‌كند در ژوئيه گذشته تصاويري از قطب شمال قمر "تايتان" به زمين ارسال كرد كه در آنها ‪ ۷۵‬لكه تيره رنگ بزرگ روي سطح اين قمر مشاهده مي‌شد و هم‌اكنون تجزيه و تحليل اين تصاوير نشان مي‌دهد لكه‌هاي تيره رنگ به طور حتم درياچه‌هاي متان هستند و حتي در اطراف برخي از اين درياچه‌ها شيارهاي رودخانه مانندي مشاهده مي‌شود كه طول برخي از آنها به صد كيلومتر مي‌رسد.

محققان طرح "كاسيني" در مطالعه‌اي كه در شماره چهارم ژانويه نشريه "نيچر" به چاپ رسيده است همچنين مطرح كرده‌اند اين درياچه‌ها و رودهاي متان موجود روي سطح قمر "تايتان"، از بارانهايي كه از ابرهاي متان موجود در جو همين قمر مي‌بارند و يا حتي از چشمه‌هاي متان موجود زير سطح "تايتان" تغذيه مي‌شوند.

سفينه بدون سرنشين و ‪ ۳/۲‬ميليارد دلاري "كاسيني" در سال ‪ ۱۹۹۷‬از زمين به سوي سياره "كيوان" پرتاب شد و در يكم ژوييه سال ‪ ۲۰۰۴‬و پس از سفري هفت ساله وارد مدار اين سياره شد. "كاسيني" طرح فضايي مشترك سازمان فضايي آمريكا "ناسا"، آژانس فضايي اروپا و آژانس فضايي ايتاليا بوده و نخستين كاوشگري است كه توسط انسان براي مطالعه حلقه‌هاي حول سياره كيوان و قمرهاي اين سياره ارسال شده است.

اين سفينه تا پايان مدت تعيين شده براي ماموريت خود ‪ ۲۲‬بار ديگر در مدار سياره "كيوان" از كنار قمر "تايتان" عبور كرده و تصاوير اين قمر را به زمين ارسال خواهد كرد.

منبع: irna

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

گفتگوی اختصاصی با مریم حیدر زاده

 

بی بی سی : شاعری که هم تونسته و هم جرأت کرده زبان مکالمه روزمره بين جوونا رو در قالب شعر بيان کنه. شاعری که شعرهاشو چه با اجازه چه بی اجازه از زبون خواننده های روز داخل و خارج کشور شنيديم.
بهزاد: باورم نميشه که به اين صورت اتفاقی بتونم از نزديک ببينمت و با هم صحبت کنيم.

مريم حيدر زاده: قربان شما من هم خوشحالم ... بر گل به اشتياق تو شبنم گذاشتند، در کوچه های عاشق دل غم گذاشتند ... تو مثل ياس پاک و سپيد و مقدسی، نام مرا به عشق تو مريم گذاشتند ... به نام تنها پناه آشفتگان ديار سرنوشت. عرض سلام دارم خدمت تمام دوستان عزيز که در سراسر دنيا اين مصاحبه رو می خونند. من خيلی خوشحال هستم که تونستم از نزديک با يکی از پيام آورانی که در يکی از نقاط دنيا همچنان با عشق شديد به زبان فارسی مشغول فعاليته آشنا بشم.

بهزاد: خواهش می کنم (با گوش قرمز) ... مريم، اول از آخر شروع کنيم! تو جديداً يک آلبوم دکلمه وارد بازار کردی، ميشه درباره اش بگی ؟

مريم حيدر زاده: اين آلبوم سوم منه با نام "يا تو يا هيچ کس". کتابش دو سال پيش منتشر شده بود. در حقيقت اين آلبوم گزيده ای از اشعار همون کتابه که منتشر شده و شامل ده قطعه دکلمه است.

آهنگ متن رو آقای "آرتين شاهوران" انجام دادند. ايشون از خوانندگان جديد ما هستند که آلبوم اولشون به نام "صورتک" سال گذشته در ايران با استقبال خوبی مواجه شد. من هم از کار خودم با ايشون بسيار رضايت دارم. اين آلبوم هم توسط شرکت "شاخه طوبی" منتشر شده.

بهزاد: ميشه يه قسمتش رو برامون بخونی؟

مريم حيدر زاده: اين آلبوم با اين شعر شروع ميشه: عطر زرد گل ياس رو نمی خوام، نمره بيست کلاس رو نمی خوام ... من فقط تو چشم تو زندونی ام، عاشق های بی حواس رو نمی خوام ... من تو رو می خوام اونها رو نمی خوام، نفسم تويی هوا رو نمی خوام ... و در نهايت اين آلبوم به يک لالايی ختم ميشه.
(بهزاد: فکر کنم که اين شعر رو در آلبوم جديد کامران و هومن خواهيم شنيد)

بهزاد: (من جسته گريخته اشعار مريم رو شنيده بودم . مثلأ چند سال پيش فريبرز لاچينی آلبوم دکلمه "بخاطر تولدت" رو با مريم بيرون داد و اولين بار اونجا صداشو شنيدم. بعد تک و توک مادرم جزو نامه هاشون اشعار مريم رو پاورقی می نوشت! و خواننده ها هم خوب خيلی از ترانه هاشو خوندن. ولی خوشبختانه مريم تمام کتابهاشو به من داد که بخونم . من هم تو عالم بی خوابی شعرهاشو خوندم.) مريم اتفاقاً کتابهات رو داشتم می خوندم و می ديدم. نميدونستم که تو نثر هم می نويسی!

مريم حيدر زاده: من نه تا کتاب منتشر شده دارم که دو تا از اونها نثر هست. يکی رو سال ۱۳۸۰ منتشر کردم به اسم "نامه هايی که پاره کردم" و يکی ديگه از اونها ارديبهشت سال جاری (۱۳۸۳) منتشر شد به نام "نامه هايی که پاره کردی" ... اين سلسله مراتب نامه های عاشقانه ای هست که هر چند سال يک بار نوشته ميشه. بسياری از دوستان، حتی از خارج از ايران بعد از انتشار کتاب اول نثر من جواب تک تک اين نامه ها رو دادند و اين برای من خيلی زيبا بود و نامه های خواننده گان رو در کتاب دوم چاپ کردم.

بهزاد: به چه آدرسی برات فرستادند؟

مريم حيدر زاده: من يک صندوق پستی به شماره ۱۱۶ - ۱۷۸۳۵ دارم که دوستان ميتونند به اون نامه ارسال کنند.

بهزاد: تمبر هم نزنن ديگه ( با لحن موذيانه )؟

مريم حيدر زاده: فکر کنم بايد بزنند!

مريم و سينما

بهزاد: من فيلمی ديدم به نام "چشمان سياه" که درباره دختر شاعری بود. بنظر می ياد اين فيلم داستان زندگی تو است، حتی وقتی که فيلمو ديدم مردم می گفتن فيلم زندگی مريم حيدرزاده است! اين موضوع درسته؟

مريم حيدر زاده: قبل از اينکه اين فيلم ساخته بشه با من مذاکراتی انجام شد و من به دلايل کاملاً شخصی و معنوی اين کار رو نپذيرفتم. شخصيت هنرپيشه ها هميشه برای من قابل احترام هست ولی من دوست داشتم در اين فيلم نقش مقابلم کسی باشه که واقعاً حس عاشقانه را نسبت به او دارم. عمده ترين دليلی که بازی در اين فيلم رو نپذيرفتم همين بود. متاسفانه اين شبهه در ايران هم به وجود اومد که اين فيلم ممکنه برگرفته از داستان زندگی من باشه که اصلاً اينطور نيست و کوچکترين ارتباطی هم به اين موضوع نداره. ممکنه به هر حال يک سری تشابهاتی از صحبت های من برداشته شده باشه و استفاده شده باشه که به نظر من کار درستی نيست ولی به هر حال اگر فايده ای داشته اميدوارم موفق بوده باشه.

مريم و عاشقی

بهزاد: مريم، چيزی که من رو شيفته کارهات کرده جمله های به ياد موندنی تو هستش. مثلأ شعر "نفرين ترين نفرينت" رو خيلی دوست دارم بيتهای خيلی باحالی گفتی پر از احساس...
اتفاقاً آقايی به نام "محسن چاوشی حسينی" در آلبومی به نام "عاقبت عشق" اين آهنگ رو اجرا کردند و بسيار زيبا خوندند. کاملاً حق شعر رو از طرف من ادا کردند.
(اين همون آهنگی است که به اسم نفرين روی بعضی سايتهای اينترنتی گذاشته شده و خيلی ها فکر می کنن که سياوش قميشی اين آهنگ خونده)

من يک جمله اون رو خيلی دوست دارم ... "الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال، هيچ چی از اون روز نمونه به جز گلهای پرپرش". بريم سر مسئله احساس ... چون توی شعرهای تو من زياد شروع می بينم. يعنی عاشقی ها آمدن و رفتن و دلت بارها شکسته. تلاطم های احساسی زيادی توی زندگی تا به حال داشتی؟

مريم حيدر زاده: بله.

بهزاد: ( ای بگم چی بشن ... ) حالا از کتاب "مثل هيچ کس" می خونم: "هوای رفتن که کنی مرگ گل های مريمه" که البته اميدوارم انقدر دلت نشکسته باشه ...

مريم حيدر زاده: به هر حال کسی که مسير عشق رو انتخاب می کنه بايد بدونه که نه راه برگشتی براش وجود داره و نه بايد برگرده پشت سرش رو نگاه کنه. چون اون ديگه به نظر من اسمش معامله است. وقتی اسم خودمون رو يک عاشق واقعی ميگذاريم خيلی مسئوليت سنگينی داريم. مسئولتی در حد و اندازه های مجنون که فکر کنم کمتر کسی بتونه از عهده اش بر بياد.

بهزاد: مخصوصاً توی دنيای امروز (از اون حرفای بابا بزرگی )...

مريم حيدر زاده: بله کاملاً. عصر صنعت و تکنولوژی و هکر(hacker)! ياد کامپيوتر افتادم که اصلاً دوست ندارم!!! البته بجز ای ميلش که خيلی به درد می خوره.

بهزاد: تو به عشق ابدی اعتقاد داری؟

مريم حيدر زاده: عشق های زمينی نمی تونند ابدی باشند ولی به هر حال می تونند جنبه تکاملی برای انسان داشته باشند. انسان با انسان تکميل ميشه. يعنی ما هر چقدر بگيم که يک عشق آسمانی ميتونه يک سری نيازهای بشر رو پاسخ گو باشه به نظر من اينطور نيست. شايد چون هميشه من احساسم کاملاً بر عقلم غلبه داشته اين رو ميگم. ولی به هر حال تجربه ها باعث سرخوردگی در عشق برای من نشدند. يعنی يک تجربه و يک شکست باعث نشد که من کلاً با عشق خداحافظی کنم و با وجود اينکه فاصله عشق و تنفر يک نقطه است، تنفر رو انتخاب کنم.

بهزاد: پس بهتره شکست بخوری که برای ما شعرهای بهتری بنويسی ( با خنده شيطانی ) ...

مريم حيدر زاده: بله. فکر می کنم درست باشه. به دليل اينکه هميشه غم تاثير بيشتری توی زندگی افراد داره تا شادی. شادی ديدار، هميشه خيلی سريع تموم ميشه. ولی اگر کسی آدم رو ناراحت کنه و اون از کسی برنجه خيلی خاطره اش بيشتر می مونه. متاسفانه اين يک قانونه و هميشه همين طور هست. وقتی از عشق مطمئن ميشيم تقريباً تبديل ميشه به عادت و اون عشق رو به نظر من کمرنگ می کنه. عادت در همه موارد خوب نيست!

بهزاد: در مورد زندگيت برامون بگو ...

مريم حيدر زاده: من تقريباً سه سال و نيم سن داشتم که عمل آب مرواريد روی چشمم انجام شد. سه نظر راجع به اين عمل وجود داره. يک سری از پزشک ها معتقد هستند که دستگاه های بيمارستان عفونی بوده و عصب چشم راست من از بين رفته و چشم چپ هم ضعيف شده. يک سری هم اين اشتباه رو می گذارند به حساب ناشی بودن و سهل انگاری پزشک. به هر حال من می گذارم به حساب يک کليد طلايی که در تقدير انسان وقتی نهفته باشه تمام اتفاقاتی که ميافته به نظر من بهانه هست.

البته من خيلی از تصويرها رو يادمه.يک عروسک دارم که مال دو سالگيم هست به اسم " نينا " که کاملاً اون رو يادمه و يک پلنگ صورتی... و عينک ذره بينی که خوشخبتانه ديگه نمی زنم! و رنگها رو هم بخصوص يادم مياد مخصوصأ رنگ سرخ. من هميشه دسته گل های عروس ها رو خراب می کردم و گل سرخ ها رو هميشه می چيدم! بيشترين گل ها رو هم از دسته گل عروسی خالم چيدم که همين جا ازشون معذرت خواهی می کنم!

بهزاد: ذوق شاعری از کی در تو گل کرد؟ اصلأ برامون بگو چی شد!

مريم حيدر زاده: مادرم ميگه که از سه چهار سالگی خيلی دوست داشتی که آخر جمله هات شبيه به هم تموم بشه. يعنی اينکه می گفتند اگر خيلی هم مفهومی نداشت اما دوست داشتی کلمه های آخر جمله هات شبيه هم باشند.

من از اين موضوع چيزی يادم نمياد منتهی اينها صحبت های ايشون هستند. فقط يادمه شعر رو خيلی دوست داشتم. يعنی اگر از شعری خوشم ميومد سريع ترجيح می دادم که دوباره بخونم و حفظش کنم. از هشت سالگی و در کلاس سوم دبستان اولين شعرم رو شروع کردم.
يک شعری نوشتم که معلمم به من گفتند اين رو ميتونی به چند تا از معلم های ادبيات سال های بالاتر نشون بدی که برات اشکال هايش رو برطرف کنند. يک نامه هم برای مادر من نوشتند که برای من کتاب شعر، مجله و چيزهايی که ميشه توش شعر پيدا کرد رو کم کم بخونم. از اون موقع بود که با کيهان بچه ها، حتی حافظ و مثنوی معنوی که هيچ چيزی ازش نمی فهميدم، شروع کردم و مادرم هم خيلی نقش مهمی توی اين کار داشتند.

خيلی چيزها می گفتند که معنی اون رو متوجه نمی شدم ولی خوندن اونها الان داره به وزن و قافيه من توی کاربرد شعريم کمک می کنه.

مريم يک رازی رو افشاء کرد

بهزاد: دوست دارم از اون لحظه ای برامون بگی که اولين کتاب شعرت چاپ شد ...

مريم حيدر زاده: اولين کتاب من "پروانه ات خواهم ماند" نام داره. داستان اين بر می گرده به کارگردان خوب شبکه سه تلويزيون ايران آقای کاشانی که من خيلی ازشون تشکر می کنم و هميشه هم گفتم که آغاز کار من با ايشون بود. ايشون کارگردان يک برنامه تلويزيونی بودند به نام "شب های تابستان" که از شبکه اول سيما پخش می شد. قرار يک مصاحبه ای رو برای من و برای المپياد گذاشتند و در اون سوالاتی می کردند. در اين سوالات رسيديم به شعر و ادبيات و آخرش گفتند يک تفعل به حافظ بزن و بخون. اتفاقاً شعر "چو بشنوی سخن اهل دل نگو که خطاست" در اومد. اون رو خوندم و تموم شد. چند ماه بعد از اون مصاحبه با من تماس گرفتند و گفتند که يک جنگ اجتماعی رو در شبکه سه سيما تشکيل دادند و به من گفتند که تو حاضری اجرای بخش ادبی اون رو به عهده بگيری؟ اين کار رو قبول کردم و کار خيلی قشنگی هم بود.

يک سال و نيم اين کار رو به شکل مداوم انجام دادم که خوشبختانه با استقبال خيلی زيادی هم مواجه شد. من هفته ای يک بار بايد همه نامه ها رو بررسی می کردم و جواب می دادم. تا اينکه اين برنامه هم مثل همه قصه ها و نامه ها تموم شد.

بعد از اين کار آقای کاشانی پيشنهاد کردند حالا شعرهايی که توی اين جنگ خوندی رو در قالب يک کتاب ارائه بده. من هم اين کار رو کردم و همين جا از نشر معين و پروين هم تشکر می کنم و از ناشر بسيار گلم آقای رامسری که هر سال به من قول دادند که برای ارديبهشت که نمايشگاه کتاب هست، کتاب من رو برسونند. تا حالا هيچ وقت هم بدقولی نکردند و من هم خيلی ازشون تشکر می کنم.

بهزاد: پس علاقت به ماه ارديبهشت به همين خاطره؟

مريم حيدر زاده: علاقم به ماه ارديبهشت به دليل تولد کسی هست که خيلی تاثير بزرگی توی زندگی من داشته. به هر حال کتاب من منتشر شد و الان که من دارم با شما صحبت می کنم بعد از گذشت شش سال اين کتاب چاپ هجدهم شده و من به ناشرم تبريگ ميگم.

بهزاد: الان کتاب ديگه ای هم در دست چاپ داری؟

مريم حيدر زاده: بله. کتاب دهم من به نام "اون يکی رو جز من داشت". اسم غم انگيز و حقيقی که در حقيقت اسم ترانه اول اين کتابه .
"اون چشمهای روشن داشت اون، يکی رو جز من داشت،
من تو حسرت موندن اون، خيال رفتن داشت"

اين کتاب رو هم در ارديبهشت سال ۱۳۸۴ در نمايشگاه کتاب خواهيم داشت. اميدوارم هيچ کس، هيچ کسی رو به جز همون يک نفر نداشته باشه ...

مريم و دادگاه

بهزاد: رشته ادبيات خوندی ؟

مريم حيدر زاده: رشته دبيرستان من انسانی بود اما رشته دانشکده من متاسفانه حقوق قضايی دانشگاه تهران بود.

بهزاد: اين رشته رو دوست نداشتی؟

مريم حيدر زاده: نه زياد. من خودم ادبيات رو دوست داشتم. زمان انتخاب رشته که رسيد، همه مخصوصاً کادر مدرسه ای که توش تحصيل می کردم گفتند به خاطر معدلت حقوق بخون!

من فکر می کردم شايد قسمت های عملی اين رشته بتونه من رو جذب بکنه. مثل رفتن به دادگاه، زندان ها و ... چون اين جاها با احساسات مردم ارتباط داره و ميتونه برای کسی که عشق به شعر و ادبيات داره مؤثر باشه. ولی متاسفانه ما حتی يک جلسه عملی هم توی دانشگاه تهرانی که اين همه ازش صحبت می کنند نداشتيم! يعنی چهار سال تئوری خونديم. ترم دوم بود که من متاسفانه متوجه شدم و ديدم که نمی تونم اين رشته رو تحمل کنم! اما به اصرار مادرم اين چهار سال رو تموم کردم و کاملاً درس رو بوسيدم و گذاشتم کنار!

قرمز و سفيد

بهزاد: توی مقدمه يکی از کتاب هات گفتی : "می گويند متولد ۲ بعدازظهر ۲۹ آبان ۵۶، عاشق گل سرخ، رنگ سرخ و هر چيز سرخ "... حالا واقعاً اين سرخی رو به خاطر رنگ قرمز دوست داری يا اينکه از تيم پرسپوليس خوشت مياد؟

مريم حيدر زاده: نميدونم کدومش به خاطر کدومش هست!
( تازگی آهنگی به اسم پرسپوليس در ايران بيرون آمده که شعرش مال مريمه)

بهزاد: نه واقعأ چرا شيفته رنگ قرمز هستی؟

مريم حيدر زاده: چون عاشق پاييز و رنگ های پاييزم. قرمز، زرد و نارنجی.

بهزاد: چرا پاييز ؟

مريم حيدر زاده: به دليل اينکه پاييز يک حس عاشقانه و شاعرانه قشنگی به من ميده. خيلی از دوست های صميمی من شايد اول مهر زنگ می زنند و عيد رو به من تبريک ميگن و اونها اول فروردين هيچ وقت اين کار رو نمی کنند! چون می دونند که من بهار رو زياد دوست ندارم! البته منهای ماه ارديبهشت که يک ارادت خاصی به متولدينش دارم!

کلاً فعاليت های من در زمينه نوشتن، شعرها و کارهايی که خودم انجام ميدم، اتفاقاتی که توی زندگی من ميافته، هميشه برام بخش دوم سال موفقيت آميزتر بوده. پاييز برام پيام آور يک سری خاطرات خيلی قشنگ بوده و همچنين زمستون به خاطر شب يلدا و اون قداست قشنگش که وجود داره، برف و اون سفيدی و دونه های درشتش از پشت پنجره. و در ضمن تولدم هم تو ماه آبانه.

بهزاد: چه چيزهای ديگه توی پاييز هست که تو دوست داری؟

مريم حيدر زاده: تو پاييز خيلی آشنايی هاست که بعد از خيلی جدايی ها اتفاق ميافته. پاييز يک عطر قشنگی داره و اينکه آدم با احتياط بايد رد بشه که برگ ها نشکنند. اون ها ديگه شکست خوردند که از اون بالا افتادند پايين، ولی ما ديگه اونها رو نشکنيم. من هميشه سعی می کنم با احتياط راه برم و از طرفی که برگ ها باشن نرم که فکر می کنم آدم اگر کسی رو دوباره شکست بده خيلی بده.

بهزاد: ديگه از چه رنگی خوشت مياد؟

مريم حيدر زاده: سفيد هم رنگ قشنگی هستش. چون هم رنگ عزا هست، هم عروسی. يعنی فکر کنيد که رنگ کفنی که انسان سفر کرده رو توش می پيچند و رنگ لباس عروس هر دو سفيده.

بهزاد: مريم، ما شعرهای تو رو از زبون خيلی از خواننده های داخل و خارج از کشور شنيديم. بارها هم توی روزنامه ها در ايران شکايت کردی که چرا خواننده ها شعرهای من رو بر می دارند! معمولاً آدم از اين کار خوشحال ميشه، تو چرا ناراحت ميشی؟

مريم حيدر زاده: اولاً فکر می کنم حق مسلم يک شاعر و ترانه سرا اين هست که وقتی که بخواهند شعرش رو بخونند ازش اجازه بگيرند و صحبتی باهاش بکنند.

شايد يک نفر دارای زيباترين صدای دنيا باشه اما سليقه اون شاعری که اون ترانه رو نوشته با اون آدم متفاوت باشه.اين حق مسلم اون شخصه که حق انتخاب بهش داده بشه. به نظر من اين کوچک ترين کاريه که می تونن انجام بدن.

هميشه به ما از بچگی ياد دادند که يک شکلات رو اگر می خواهيم برداريم اجازه بگيريم. سرقت ادبی از اون سرقت هايی هست که جبران ناپذيره و نميشه خريدش و با پول جبرانش کرد. "فقط به خاطر تو" ، "شمعدونی" ، "نامه"، "قناری" و "جلوی آينه نرو آينه خجالت می کشه" رو از زبون کسانی شنيدم که اصلاً دوست نداشتم بشنوم. يعنی علاوه بر اينکه بی اجازه بود اصلاً به دل من هم ننشست.

بهزاد: باز هم ممکنه آلبوم های ديگه در اين چند ماه آينده بيرون بياد. با اونها چيکار ميشه کرد؟

مريم حيدر زاده: متاسفانه به خاطر نبودن حق تاليف و کپی توی ايران اين مشکل هست. کتاب ها کمابيش توی بيشتر نقاط دنيا ميره و اين برای من خيلی خوشحال کننده هست.

بهزاد: از کدوم يکی از اين آهنگ هايی که از روی شعرهای تو بدون اجازه خونده شده بيشتر بدت مياد؟

مريم حيدر زاده: "فقط به خاطر تو" چون علاوه بر سرقت شعر، اون رو خراب کردند و رديف شعر رو برداشتند و قافيه های خيلی بدی بهش اضافه کردند! در ضمن صدای خواننده اش رو هم دوست ندارم!

بهزاد: می شه شعرش رو برامون بگی؟

مريم حيدر زاده: باشه. البته پس و پيش خواهم گفت و همه اش رو يادم نيست ولی براتون می گم .

آخر يه روز دق می کنم فقط به خاطر تو، دنيا رو عاشق می کنم فقط به خاطر تو ...
سر به بيابون می زنم فقط به خاطر تو، رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو ...
يه روز ميشم بی آبرو فقط به خاطر تو، قربونی يه جستجو فقط به خاطر تو ...
تو هم يه روز ميری سفر فقط به خاطر من، خيره ميشن چشمام به در فقط به خاطر تو ... ميگی که از پيشم برو فقط به خاطر من، ميرم به احترام تو فقط به خاطر تو.

بهزاد: مريم می شه گفت تو کنسرت هم دادی يعنی شعرهاتو اجرا کردی ... ميشه دربارش بيشتر برامون توضيح بدی؟

مريم حيدر زاده: آخرين برنامه من در حقيقت به عنوان کنسرت سال ۱۳۸۰ در کشور سوئد بود که مدير راديو آوا، آقای ايرانی که در سوئد هستند از من برای اجرای چند تا کنسرت در استکهلم و چند شهر ديگه سوئد دعوت کردن. با وجود اينکه من بهمن ماه در سردترين فصل به اين کشور رفتم اما اين يکی از بهترين سفرهای من بود. البته از ايشون قول گرفتم که روز چهاردم فوريه، روز عشاق به ايران برگردم.

بهزاد: وقتی روز عشاق خونه بودی اون کارتی رو که می خواستی دريافت کردی ؟

مريم حيدر زاده: ناچارم راست بگم که از اون کسانی که هميشه منتظرشون بودم هيج وقت اون کارت رو نگرفتم!

بهزاد: شايد چون از روز والنتاين بی خبرن؟

مريم حيدر زاده: نه اتفاقاً می دونند! خيلی از دوستان لطف می کنند و برای من کارت و حتی دست گل های ناشناس عجيب می فرستن. همشون هم می دونند که رنگ قرمز رو دوست دارم و هميشه برام گل سرخ می فرستند. ولی اونی که می خوام هيچوقت از من يادی نکرد.

بهزاد: يکی ديگه از شعرهايت رو برامون می خونی؟

مريم حيدر زاده: يک شعر اجتماعی می خونم به اسم "يک حقيقت تلخ" از کتاب "يا تو يا هيچ کس".

يه نفر خوابش مياد و واسه خواب جا نداره، يه نفر يک لقمه نون برای فردا نداره ... يه نفر نشسته و اسکناسهاشو ميشماره، می خواد امتحان کنه که تا داره يا نداره ... يکی از بس که بزرگه خونشون گم ميشه توش، اون يکی اطاقشون واسه همه جا نداره ... يکی از واحدهای بالای برجشون ميگه، يکی اما خونشون اطاق بالا نداره ... کاش يه روزی بشه که ديگه نشه جمله ای ساخت، با نمی خوام با نميشه با نشد با نداره.

اول نامه جای دل تنگ چند تا نقطه چين می گذارم،
جای اسم قشنگت سر سطر
نازنين، نازنين می گذارم ...
گفتن از تو ولی کار من نيست،
پس قلم را زمين می گذارم ...
شب و روز همه بخير
و
پر از گل سرخ.

 

                                                                       

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 
 

بدون شرح!

 

 آيا ميدانستي که هرکس هر صبح ناشتا يک سيب ميل کند، بيماری را از اطراف خود دور ميکند؟!

 آيا ميدانستي که انگور تنها ميوه‌ايي است که ارزش غذايي آن بعد از خشک شدن زيادتر ميشود؟!

 آيا ميدانستي که برای تهيه يک ليوان عسل، يک زنبور ناگزير است دو ميليون دفعه روی گلها بنشيند تا بتواند يک ليوان عسل توليد کند؟!

 آيا ميدانستي که چين با توليد بيست و پنج درصد کل تخم مرغ جهان يعني معادل صد و سي ميليارد تخم مرغ رتبه اول را در جهان دارد؟!

 آيا ميدانستي که پژوهشگران عمر انسان عصر حجر را نوزده سال برآورد نموده اند؟!

 آيا ميدانستي که بهترين رسانای برق نقره ميباشد، ولي در صنعت به علت گراني نقره از مس استفاده ميشود

 آيا ميدانستي که عدس در خاصيت غذايي با گوشت برابری ميکند و درضمن برای حافظه بسيار مفيد است

 آيا ميدانستي که گوجه فرنگي برای اعصاب و خشک شده اش برای درمان کم خوني خوب است؟!

 آيا ميدانستي که 2/3 ميليون نفر در ايران روزانه از اينترنت استفاده ميکنند؟!

 آيا ميدانستي که توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت.

 آيا ميدانستي که صداي اردک اکو ندارد.

 آيا ميدانستي که چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است.

 آيا ميدانستي که مورچه ها نمي خوابند.

 آيا ميدانستي که الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد.

 آيا ميدانستي که کد کشور روسيه 007 است.

 آيا ميدانستي که اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مانند.

 آيا ميدانستي که ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند.

 آيا ميدانستي که آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد.

 آيا ميدانستي که يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.

 آيا ميدانستي که يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.

 آيا ميدانستي که حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

 آيا ميدانستي که به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

 آيا ميدانستي که اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

 آيا ميدانستي که خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.

 آيا ميدانستي که ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.
 
آيا ميدانستي که چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

 آيا ميدانستي که بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.
 
آيا ميدانستي که کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.

 آيا ميدانستي که پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

 آيا ميدانستي که گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!

 آيا ميدانستي که ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.

 آيا ميدانستي که تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است

 آيا ميدانستي که دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.

 آيا ميدانستي که فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند.

 آيا ميدانستي که هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.

 آيا ميدانستي که  فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.

 آيا ميدانستي که کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.

 آيا ميدانستي که اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.

 آيا ميدانستي که تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.

 آيا ميدانستي که اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود.

 آيا ميدانستي که اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.

 آيا ميدانستي که در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها.

 آيا ميدانستي که کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.

 آيا ميدانستي که در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.

 آيا ميدانستي که هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.
 آيا ميدانستي که هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد.

 آيا ميدانستي که در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت.

 آيا ميدانستي که اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر مي‌شود.

 آيا ميدانستي که وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود.

 آيا ميدانستي که عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشد.

 آيا ميدانستي که 30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌کنند، در زير خاک مدفون شده‌اند.

 آيا ميدانستي که تنها حيواني که نمي‌تواند شنا کند، شتر است.

 آيا ميدانستي که شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت مي‌کند.

 آيا ميدانستي که در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد.

 آيا ميدانستي که شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است.

 آيا ميدانستي که يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.

 آيا ميدانستي که قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر کوتاه مي‌شود.

 آيا ميدانستي که فقط با از دست دادن يک درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌کنيم!

 آيا ميدانستي که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد مي‌کند.

 آيا ميدانستي که چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. رکوردي که حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشکنند.

 آيا ميدانستي که کرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند.

 آيا ميدانستي که تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرينه چشم است.

 آيا ميدانستي که شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد.

 
 
 |    نوشته شده توسط Constantine
 
 
 

pctfx3.1

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

تهیه وب پورتال اختصاصی برنامه نویسی تحت وب